ابن قتيبة الدينوري ( مترجم : ناصر طباطبايى )

193

الإمامة والسياسة ( امامت وسياست ، تاريخ خلفاء ) ( فارسى ) ( چاپ ققنوس )

تا كنون از تو راضى نشده‌اند . و از وقتى كه پيرو على و حسن شده‌اند بر آنان خشم نگرفته‌اند . به خدا سوگند ، حسن نزد مردم عراق از على محبوب‌تر است . سخنان عبد الرحمن بن عثمان عبد الرحمن بن عثمان ثقفى برخاست و گفت : مردم نظرات مختلفى دارند و بسيارى از آنان از حق جدا افتاده‌اند . آنان هيچ كس را به راه رشد و هدايت نمىخوانند و از رأى و نظر خلفا نيز گريزانند . يزيد برترين ما در بردبارى و علم است ، از اين روى در اين كار درنگ نكن و او را به عنوان خليفه و جانشين خود معرفى كن . سخنان معاوية بن ابى سفيان معاويه برخاست و گفت : اى مردم ، ابليس در ميان مردم دوستانى دارد كه از آنان يارى مىگيرد ، و بر زبان آنان سخن مىگويد ، اگر از آنان اميد طمعى داشته باشد اميدوار مىشود و در غير اين صورت نااميد مىگردد . سپس فتنه‌ها را با ستم‌ها همراه مىكنند و به واسطهء آن ميان مردم جدايى مىاندازند ، عيب مىگيرند و مردم را به شك مىاندازند ، اگر از كارى باز گردند آن را پوشيده مىدارند و اگر به كارى فرا خوانند اسراف مىورزند ، آنان پند دهندگان و نيك خواهان نيستند ، تا اين كه پاره‌هاى نااميدى و خوارى آنان را در بر گيرد . من شما را از كارى كه باعث دو دستگى و نفاق گردد باز مىدارم و اميد بهبودى و سلامت دارم . پس از آن ضحاك را فرا خواند و وى را به استاندارى كوفه برگزيد و عبد الرحمن را نيز به استاندارى جزيره فرستاد . ابو حنيف برخاست و گفت : ما به زبان قبيله مضر سخن نمىگوييم . امير المؤمنين ، هر گاه كه از دنيا رفتى ، يزيد پس از تو جانشين توست و كسى كه از بيعت با وى خوددارى كند پاسخ او را با شمشير مىدهيم . معاويه در پاسخ ابو حنيف گفت : تو خطيب‌ترين و بخشنده‌ترين اين مردمى . احنف بن قيس نيز در ادامه گفت : يا امير المؤمنين ، تو از ما به شب و روز يزيد آگاه‌ترى و آشكار و پنهان او را بهتر مىدانى ، اگر مىدانى كه او براى تو بهتر است پس او را به عنوان جانشين خود برگزين ، و اگر مىدانى كه او شر است او را بر دنيا حاكم نكن . تو از دنيا مىروى و در برابر اعمال خود بايد پاسخگو باشى . بدان ، تو حجت و دليلى ندارى كه يزيد را بر حسن و حسين برترى دهى . ما فقط مىتوانيم بگوييم ، شنيديم و اطاعت كرديم . خدايا ، بخشنده تويى و عاقبت كارها نزد توست .